صفحه نخست

ايميل ما

لينك آر اس اس

عناوين مطالب وبلاگ

طراح قالب

 

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
:: لينك آر اس اس
::
عناوين مطالب وبلاگ
::
طراح قالب
 

:: اشعار(۱)
:: چاووشی(۱)
:: کربلایی(۱)
:: اشعار عروسی(۱)
:: مجلس عروسی(۱)
:: مجلس جشن(۱)
:: چاووش نامه(۱)
:: اشعار چاووشی(۱)
 

آرشيو مطالب تماس با ما

نويسندگان :
:: علی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin


 


 





پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده  گرامي ، به وبلاگ  من  خوش آمديد  .لطفا  براي هرچه بهتر شدن  مطالب اين  وبلاگ  ،  ما را  از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به  ما در بهتر شدن  كيفيت مطالب  وبلاگ  کمک  کنيد .


 

اشعار در رابطه با شهادت حضرت زهرا(س)

حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فاطمه زیباترین واژه هاست
فاطمه ناموس شاه لا فتی است
فاطمه بودن تشیع بودن است
فاطمه راه علی پیمودن است
فاطمه آلالة آلاله هاست
فاطمه سوز وگداز ناله هاست
فاطمه گنجینه ای از خاتم است
فاطمه چشم وچراغ عالم است
فاطمه روح علی جان علی است
فاطمه هم عهد وپیمان علی است
فاطم هتفسیر یاسین است وبس
باغ هستی را گل آذین است وبس
فاطمه سبزینه سبزینه هاست
فاطمه آوای وای سینه هاست


حضرت زهرا (سلام الله علیها)

کسى دیده میان خانه خویش
زنى از شوهر خود رو بگیرد
کسى دیده به گاه را رفتن
جوانى دست بر پهلو بگیرد
کسى دیده زنى در نوجوانى
به آه و ناله و غم خوبگیرد
و اگر خواهد که بر خیزد زبستر
بنالد دست بر زانو بگیرد
کسى دیده مریضى مرگ خود را
براى درد خود دارو بگیرد
کسى دیده ز بهر حفظ رهبر
سپر یک زن رخ و باز و بگیرد
چرا باید که یک رخسار نیلى
ز حیدر آن همه نیرو بگیرد
چوآتش سوخت درب خانه اش را
ز زهرا باید آبرو بگیرد
------------------------------

حضرت زهرا (سلام الله علیها)

آتش زدن به خانه مولی بهانه بود
مقصود خصم کشتن بانوی خانه بود
از آن به باب وحی لگد زد عدو که دید
جان علی به پشت در آستانه بود
با آن همه سفارش پیغمبر خدا
پاداش دوستی علی تازیانه بود
آنکس که داد نسبت هذیان به مصطفی
از کینه اش به صورت زهرا نشانه بود
در حیرتم چگونه به زهرا مغیره زد
کز جای تازیانه او خون روانه بود
ضرب غلاف تیغ به دستش مدال بست
آن بانوئی که عصمت حی یگانه بود
حق دارد از کننده خیبر زپا فتد
زهرا پس از رسول بر او استوانه بود
ای باغبان به باغ خود از اشک آب ده
بر طائری که قتلگهش آشیانه بود
میثم قسم به فاطمه بود تا بود فاطمه
--------------------------

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها)

مدینه خنده دیگر بر لب حیدر نمی آید
علی را چون بهار زندگی دیگر نمی آید

 مدینه زانچه آمد بر سر زهرا ومن دیدی
جفا زین بیشتر از دست امت بر نمی آید
مدینه زین کسان جزفاطمه کشتن علی بستن
جوابی بر سفارشهای پیغمبر نمی آید
مدینه فاتح خیبر کجا وین قدر مظلومی
زغمها هر چه می گویم توراباورنمی آید
مدینه درتوازکف داده ام چون هستی خودرا
چرا جان علی با ناله هایش بر نمی آید
مدینه ماه من در ابرهای تیره ات گم شد
دریغ از آن مه تابان که دیگر بر نمی آید
مدینه آرزوهای علی شد دفن با زهرا
شب وروزم پس ازاوجزبه حسرت برنمی آید
--------------------------------

حضرت زهرا (سلام الله علیها)

مدینه کو پرستویی که من بال وپرش بودم
چه شدآن طایرقدسی که من درمحضرش بودم
مدینه کاش جان من بلا گردان او می شد
که عمری باغبان غنچه های پرپرش بودم
مدینه نخل امید مرا آتش زدنداعدا
کنار باغ در اندیشه برگ وپرش بودم
مدینه قصه پروانه را از من چه می پرس؟
میان شعله هامن شاهد خاکسترش بودم
مدینه لذت دیدار زهرا را بپرس از من
که بر بالین او محو نگاه آخرش بودم
مدینه از نفس افتاد آن ریحانه در حالی
که من آئینه دار دیده از خون ترش بودم
مدینه گرچه دستم بسته بودامادلم میخواست
که در وقت زپا افتادن او در برش بودم
مدینه آن شب قدری که رفت آن نازنین مادر
پریشان خاطر از حال وهوای دخترش بودم

--------------------------------


حضرت زهرا (سلام الله علیها)

دلم پر می زند سوی مدینه
بسویم می وزد بوی مدینه
خدایا عاشقم عاشق ترم کن
نصیب ما کنی سوی مدینه
مدینه دلم برات پر می زند
پشت در نشسته ودر می زند
مدینه صفای دائمت چه شد
کوچه های بنی هاشمت چه شد
مدینه به زخم دل نمک زدند
تو کوچه فاطمه را کتک زدند
مدینه رنگ حسن پریده بود
نمی دانم تو کوچه چه دیده بود
مدینه شکسته بود بال وپری
مدینه آتش گرفته بود دری
صدای شکستن یک در میاد
ناله مظلومه مادر میاد

--------------------

حضرت زهرا (سلام الله علیها)

مدینه از غم طاها سخن گو
مدینه وزدل مولی سخن گو
مدینه از رخ زهرا سخن گو
چرا خاموشی ای شهر مدینه
مدینه قصه دود وشرر چیست
مدینه داستان میخ در چیست
مدینه علت قتل پسرچیست
چرا خاموشی ای شهر مدینه
مدینه ییاد کن آندم که زهرا
صدا میزد میان کوچه بابا
ببین زهرای تو افتاده از پا
چرا خاموشی ای شهر مدینه
بگو وقتی که دشمن حمله ور شد
چه ظلمی بین آن دیوار ودر شد
چسان زهرا مواجه با خطر شد
چرا خاموشی ای شهر مدینه

------------------

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها)

چرا لب بسته ای شهر مدینه
به غم بنشسته ای شهر مدینه
چرا دلخسته ای شهر مدینه
تو دیدی عهد طاها را شکستتند
تو دیدی قلب مولی را شکستند
چرا لب بسته ای شهر مدینه .............
تو زینب را غمین وخسته دیدی
علی را با دو دست بسته دیدی
نماز فاطمه بنشسته دیدی
چرا لب بسته ای شهر مدینه .............
تو دیدی دیده خونبار زهرا
تو دیدی تکیه بر دیوار زهرا
چرا لب بسته ای شهر مدینه .............
مدینه طعنه اغیار سخت است
تو میدانی فراق یار سخت است
تماشای در ودیوار سخت است
چرا لب بسته ای شهر مدینه .............

----------------------

حضرت زهرا (سلام الله علیها)

مدینه تا ظهور مهدی ما
مکن بیرون زتن رخت عزا را
که تا هر زائری از سوز سینه
بپرسد از تو ای شهر مدینه
چه شد بعد نبی با خاندانش
چه آمد بر سر آرام جانش
بگو این امت بی دین وایمان
چها کردند با ناموس یزدان
بگو حق علی را غصب کردند
به جایش ظالمی را نصب کردند
بگو زهرا کزین دنیا بیاسود
علی هر شب به قبرش ملتجی بود
------------------


 


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط علی در جمعه ۳٠ امرداد ،۱۳۸۸

نظرات ()

:: نوحه سینه زنی حضرت علی علیه السلام
:: صحرای عرفات
:: اشعار سینه زنی در رابطه با حضرت زهرا سلام الله علیها
:: مناجات با خداوند متعال
:: اشعاری در رابطه با چاووش کربلایی
:: اشعاری در رابطه به مجالس عروسی
:: اشعار مرتبط با امام زمان (عج)
:: اشعار در رابطه با شهادت حضرت علی علیه السلام
:: اشعار در رابطه با شهادت حضرت زهرا(س)
:: اشعار در رابطه با ولادت حضرت زهرا(س)
:: اشعار گلچین شده در رابطه با شهادت پیامبر اکرم (ص)
:: اشعار ولادت پیامبر اکرم (ص)
:: به پرشین بلاگ خوش آمدید




 
درباره :
پروفايل مدير : علی

:: حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ
:: سایت تجارتگر مناسبترین سایت برای تبلیغات کالای شما

 


:: شهریور ۸۸
:: امرداد ۸۸

 

 

 صفحه نخست | ايميل ما | لينك آر اس اس | عناوين مطالب وبلاگ |  طراح قالب

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by asharali
Design By : wWw.Theme-Designer.Com